زندگی نامه و مصاحبه با پدر تاتو مدرن

دون اد هاردی ،پدر تاتوی مدرن و پیشاهنگ در معرفی این هنر 

متولد ۱۹۴۵ در ،،موینس لاوا ،،در امریکا،او از کودکی علاقه وافری به نقاشی داشت و اولین نمایشگاه خود را بلافاصله بعد از اتمام دوره متوسطه برگزار کرد.

پس از آن مشغول یادگیری خالکوبی نزد ،،فل اسپارو،، گردیده و همزمان در رشته چاپ  در سال ۱۹۶۷ نیز به تحصیل پرداخت.

از سال ۱۹۷۳،، اد هاردی ،، به ژاپن رفت و نزد استاد خالکوبی سنتی ،،هوری هیدی،، بسیار آموخت .

در سال ۱۹۷۴ اولین استودیو خود را در سانفرانسیسکو دایر کرد.

طی سالهای دهه هشتاد میلادی  دوباره بارها به ژاپن سفر کرد تا به تجربیات خود بیافزاید. در این زمان او با ،،هوری یوشی سوم،، آشنا می‌شود و در سال ۱۹۸۷ با او کتاب (Tattoo Designs of Japan)

را منتشر کرده و تا کنون دوستی عمیقی میان این دو استاد ایجاد شد.

 

در سال ۱۹۸۲ ،،هاردی،، به همراه همسر خود موسسه انتشارات ،،فرانچسکا پاسالاکا،،را تاسیس کرد  به معرفی آثار ،،اد هاردی،، میپرداخت، در این برهه او ۲۵ کتاب منتشر کرد از جمله ۵ شماره مجله ،،تاتو تایم ،،  و مقاله های متعدد در مورد هنرهای جایگزین به نگارش در آورد.

در سال ۱۹۸۶  به هونولولو نقل مکان کرد و دوباره نقاشی را از سر گرفت. استودیوی اد هاردی همچنان در سانفرانسیسکو دایر می‌باشد و بوسیله هنرمندان جوان اداره میشود ولی او شخصاً از سال ۲۰۰۹ خود را از کار بازنشسته کرد.

 

بی‌شک ،،اد هاردی ،، یکی از اسطوره‌های بی نظیر دنیای تاتو می‌باشدکه هنوز در قید حیات است.

با وجود اینکه او با ۷۲ سال سن مدتهاست که بازنشسته شده ولی هنوز با اشتیاق وافر از این هنر و داستان زندگی خود برای ما تعریف می‌کند.

در استودیو او در سانفرانسیسکو ،هاردی از  علاقه و وابستگی خود که هنوز در درون او می‌جوشد میگوید. او برای ما داستان طلوع عصر جدید تاتو را از پس تاریکی  پیش‌داوری‌ها  بازگو میکند.

 

برای تمام افرادی که به این هنر عشق می‌ورزند، کتابهای زندگینامه،،دونالد اد هاردی تالبوت،، بعنوان گنجینه ای پر بها از تجربه هاست.این هنرمند کالیفرنیایی بعنوان پیشاهنگ این پیشه در جامعه‌، زندگی خود را صرف پیکار خستگی ناپذیر  برای برسمیت شناختن این شغل در جامعه بسته دهه ۵۰ تا  کنون نمود.

او اولین استودیویی که فقط ،،کاستوم تاتو ،،(خالکوبی کل بدن همانند لباس)  انجام میداد را افتتاح کرد و با گذشتن از مرزهای موجود در زمان خود به طرحهای ترادیشنال روح و جان تازه بخشید و بخصوص در سبک سنتی ژاپنی آثاری خلق کرد که تا به آن روز کسی ندیده بود. 

در سال ۱۹۸۲ او یکی از اولین همایش‌های تاتو را در هتل ملکه مری  برگزار کرد.

اد هاردی نه تنها آثار بیاد ماندنی در تاریخ تاتو بجای گذاشته ، بلکه بعنوان پیشاهنگ و راهگشا برای هنرمندان بعد از خود تا امروز بشمار می‌آید .

 

مصاحبه خصوصی با ستاره بزرگ  دنیای تاتو ،،دون اد هاردی،،

 

س،در حال حاضر چگونه اوقات خود را سپری میکنید؟

ج،فعلا تمام حواس من به نقاشی معطوف است که برای من بالاترین ارزش‌هاست. علاقه من به تاریخ هنر زاتی است در زمانی که در ژاپن مشغول فراگیری تاتو بودم با  هنر معرق ژاپنی،،او کی یوهه،،اشنا شدم و مدت مدیدی به این کار مشغول بودم .

سپس با استاد ،،اوگوری،، از بهترین‌ها ی سبک ،،هوری هیده،،اشنا شده و مدتی نزد او کار کردم.

ولی امروز تمرکز من بیشتر روی سبک و آثار خودم است که مدتها وقتی برای آن نداشتم . 

 

س، چه زمانی با تاتو بصورت عملی خداحافظی کردید؟

ج،  فکر می کنم سال ۲۰۰۸ بود، هنوز هم خیلی‌ها از من برای کار میپرسند و در جواب میگویم ، من سالها مشغول بودم و شما می توانستید به من مراجعه کنید، آن زمان به من می‌گفتند تو تنها کسی هستی که اینکار را میکنی ولی امروز هزاران ارتیست جوان هستند که کارشان کمی از کار من نیست.

س، آیا دنیای امروزی  این هنر   برای شما در دهه ۴۰-۶۰ قابل تصور بود؟ 

ج، به هیچ عنوان حتی خواب این را هم نمی‌دیدم ، آن زمان فکر میکردم چه خوب میشد اگر همه تاتوی ژاپنی تقاضا کنند ،چونکه من علاقه زیادی به آن داشتم، ولی امروز سطح کیفیت و تنوع سبک ها مرا به تحسین وادار می‌کند و این باور نکردنی است که به چه سرعتی این هنر فراگیر شده و در سطحی بسیار برتر از آن زمان تا جایی که برای من باعث خرسندی است که مجبور به رقابت با این هنرمندان نیستم.(با خنده)

امروزه خالکوبی واقعا یک انتخاب اجتماعی است و این همان هدف من بود، دقیقا همین، 

آن‌زمان ، برابری زن و مرد  و سیاهان و سفیدان بیشتر  مسئله روز بود تا این کارها، ولی من از خودم می‌پرسیدم چرا خالکوبی کار اشتباهی است؟ چرا مردم به این کار اهمیت نمی‌دهند ،از کودکی از خود می‌پرسیدم چرا مردم از تاتو خوششان نمی‌آید  و حتی از آن میترسند،

بهرحال من کار خودم را به اتمام رساندم و حالا میتوانم به استراحت و نقاشی بپردازم.از اینکه دیگر تاتو نمیکنم احساس بدی ندارم و از اینکه هنوز هم اشخاصی میخواهند خالکوبی از من داشته باشند احساس غرور میکنم، ولی این زمان باقیمانده متعلق به من است و تنها به من،

 

س،ایا اینکه مدتها بخاطر کار تاتو نتوانستی به طراحی بپردازید

آزرده نبودید؟

ج، حقیقتا نه، من غرق در کار بودم و این همه وقت مرا  می‌گرفت، مخصوصا زمانی که  به سطحی رسیدم که ایده های مشتریان را به سبک خود طراحی و تاتو میکردم.در میان کارهای آن سالها چند تایی کار استثنایی بود که فراموش نمی‌کنم. همچنین خیلی هم در سبک ژاپنی کار میکردم که مورد علاقه وافر من بود.

در این برهه خیلی هم مست میکردم به این معنی که بعد از کار تقریبا اینجا نبودم(خنده) ولی هیچگاه در حالت غیر عادی کار نمی‌کردم.

 

س،در حال حاضر روی چی کار میکنید؟

ج،من یک نقاشی در هونولولو شروع کردم که از ،،هو کوسای،، الهام گرفتم ولی عجله‌ای ندارم که زود تمام بشه، از روی عادت در کار تاتو همیشه سعی میکردم که یک کار هر چه زودتر تمام بشه ، ولی روی کاغذ یا بوم فرقی نمیکنه، گاهی اوقات چند روزی کار را  کنار می‌گذارم  و کار بر روی سطح بی جان به من احساس آزادی عمل خوشایندی میدهد چونکه لازم نیست طراحی را با شخصیت افراد هماهنگ کنم.

س، چگونه به سبک و سیاق خود رسیدید؟

ج، در آغاز نمی‌دونستم از کجا باید شروع کرد، و این باعث ترس من بود، کاملا روشن بود که همه چیز به این مسئله مربوطه ،چون هر مشتری با ایده خودش به من مراجعه میکرد و اکثرا این ایده ها متشکل از  اجزای مختلف بودند و من باید از این ایده ها را به تصویر می‌کشیدم و معمولا کارهایی بودند که تا آن زمان کسی نمونه آن را ندیده بود.

 

س، سپس شما شروع به طراحی برای تاتو کردید بدون  اینکه خودتان آن را اجرا  کنید، چرا؟

ج،وقتی به هونولولو نقل مکان کردم فرصت بیشتری برای فکر کردن داشتم و به این نتیجه رسیدم که یک طرح تاتو نباید حتماً شبیه طراحی کلاسیک خالکوبی باشد بلکه میشود ازادتر کار کرد و نه حتما از روشهای کلاسیک الهام گرفت بلکه امکان جابجایی مرزها را امتحان کرد.

در ابتدا کیج بودم که از کجا شروع کنم، اولین کار سعی کردم که یک گوریل بکشم ، ولی این احمقانه بود ، من نباید خودم در یک مسیر  احاطه کنم و باید دید وسیعتری داشته باشم.

پس با احتیاط دوباره شروع کردم و با تکیه بر ناخودآگاه نقاشیهایی با آبرنگ کشیدم ، آن‌زمان لاین روشن شد که تمام طراحی‌های دوران کار در عضلات من ضبط شده و جالب بود که این کارها همه قسمتی از وجود و روح مرا با خود حمل می‌کردند.

پایان قسمت اول، ادامه دارد

مطلب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *